الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
305
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بايد توجه داشت كه « اعجمى » از ماده « عجمة » ( بر وزن لقمه ) به معنى عدم فصاحت و ابهام در سخن است ، و « عجم » را به غير عرب مىگويند چرا كه زبان آنها را به خوبى نمىفهمند ، و « اعجم » به كسى گفته مىشود كه مطالب را خوب ادا نمىكند ( خواه عرب باشد يا غير عرب ) . بنا بر اين واژه « اعجمى » همان « اعجم » است كه با ياء نسبت توام شده . سپس قرآن خطاب به پيامبر ص مىافزايد : « بگو اين كتاب آسمانى براى كسانى كه ايمان آوردهاند مايه هدايت و درمان است » ( * ( قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَشِفاءٌ ) * ) . « اما كسانى كه ايمان نمىآورند گوشهايشان سنگين است » و آن را درك نمىكنند ( * ( وَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ ) * ) . « و بر اثر نابينايى آن را نمىبينند » ( * ( وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى ) * ) ( 1 ) . درست مثل كسانى هستند كه آنها را از راه دور صدا مىزنند « ( * ( أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ) * ) . و معلوم است چنين كسانى نه مىشنوند و نه مىبينند ! آرى براى پيدا كردن راه ، و رسيدن به مقصد ، تنها وجود نور كافى نيست ، چشم بينا نيز لازم است ، همچنين براى تعليم يافتن تنها وجود مبلغ دانشمند و فصيح كفايت نمىكند ، گوش شنوايى نيز بايد باشد . در لطافت دانههاى باران و تاثير حياتبخش آن شك نيست ، اما « در باغ سبزه
--> ( 1 ) بعضى از مفسران جمله فوق را چنين معنى كردند كه « قرآن مايه نابينايى اين گروه مىشود » در حالى كه به گفته راغب در مفردات و ابن منظور در لسان العرب جمله « عمى عليه » به معنى « اشتبه حتى صار بالاضافة اليه كالاعمى » : « مطلب چنان بر او مشتبه شد كه نسبت به آن گويا نابينا است » بنا بر اين معنى صحيح جمله همان است كه در متن آورده ايم .